خرید بک لینک
به زودی قرار است طوفانی رخ دهد.
خود را آماده کن تا زنده بمانی در آن...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 5:34

با شیخ صحبت میکردم. به من میگفت میخواد پری باشه. من اما بهش گفتم تو باید داداشی باشی.به من میگفت داداشیای که واقعی نباشه خیلی خطرناکه. اما من نفهمیدم چی میگه...بهش گفتم داداشی نسخهی کامل شدهی پری هست. چرا میخوای داداشی باشی؟گفت که داداشی چون راه رو رفته و به تهش رسیده. اگر به تهش نمیرسید خ

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 19:48

همیشه تلاشم به این سمت بوده که داداشی باشم و دوست داشتم پری رو کمک کنم به سمت درستش بره.

اما فکر کنم من هم سر از حمید هامون در آوردم...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 19:48

وقت آن رسیده که سر جای خود بنشینم.
وقت آنکه فرضها و آرزوهای خود را کنار بگذارم.
وقت آنکه تغییر کنم!

وقتش رسیده!

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 17:31

دقیقا در مقطعی از زمان که به وجود ذرهای از ارزش در درون خودت شک میکنی. دقیقا در زمانی که با خودت به این باور میرسی که وقتشه آزادش بگذاری تا آرامش پیدا کنه. دقیقا وقتی که باورهات همگی به سوال تبدیل شدن. برادرت توی هواپیما میگه: «محسن یادته که میگفتی هیچ چیزی بیحکمت نیست؟ میگفتی که حتی کوچکتر

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 22:50

این بغض... این بغض آشنا بود... باز میخواهمش!
تعریفش رو ازش شنیده بودم. بغضی که گلوی آدم را پاره میکند.

قلبم از سنگ شده بود. اما امروز فرق داشت. امروز اشک ریختم. امروز بغض کردم. امروز روز خوبی بود!
آه، چقدر حس خوبی داشت احساس کردن آنچه او نیز کشیده بود.

براستی که درد عشق، سختترین دردهاست...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 22:50

همیشه فکر میکنم که خیلی درست فکر میکنم و همیشه اشتباه میکنم.

اینچنین احمقی هستم!

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 22:50

یادش بخیر یه بنده خدایی میگفت مثل درد پریود میمونم. چقدر راست میگفت...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 22:50

از اینکه در شرایطی قرار دارم که هر کاری بکنم پشیمون میشم، خیلی ناراحتم.
از اینکه هیچ گزینهای پیش روی من نیست که بتونه کمی بهتر از الان باشه، خیلی ناراحتم.
از اینکه همین الان هم یکی از بدترین زمانای زندگیمه، خیلی ناراحتم.

خیلی خستهام...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 13:25

بعد از چهارسال
مادر: بالاخره یکی در دنیا پیدا میشه که بهت نزدیک باشه.
من: پیدا شده بود. از دستش دادم.
مادر: منظورت «...» هست؟
من: آره، ولی الان کاری نمیتونم بکنم...
من: خودم بیشترین مسئولیت رو میپذیرم در قبال اشتباهاتم.
مادر ساکت میماند...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 20:06

م: ده سال دیگه به نظرت چی میشیم؟
ب: ده سال دیگه به نظرم خیلی قویتر از الان هستیم...
م: من فکر میکنم ده سال دیگه معتاد میشم داغون میشم.
ب: چرا اینطور میگی؟
م: چون تورو دیگه ندارم!

ب از حرکت ایستاد.
م به حرکتش ادامه داد.
ب نتوانست بایستد، نشست.
م برگشت،
م: من معتاد نمیشم نترس. سعی میکنم خیلی قوی شم. شوخی کردم.
م: حالا پاشو غصه نخور.

هنوز م فکر میکند ۵ سال دیگه معتاد باشد بهتر توجیه میشود.

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 20:06

باید سعی کنم از هیچ چیز نترسم.
بعضی وقتها ممکن است هیچ یک از پیشآمدها حال انتخابها و اختیارات ما نباشد...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 20:06

شاید امسال بهترینم پسرفت کرده باشه و به صورت میانگین هم پسرفت کرده باشم. اما فکر کنم بدترینم به بدی گذشته نیست...
جای شکر داره.

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 15:10

خیلی سخته وقتی ندونی که باید چیکار کنی اما بدونی هیچی سرجاش نیست.
ای کاش قویتر از این بودم...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 15:10

مدت زیادی بود که احساس خوب اینچنینی نداشتم.
احساس زنده بودن در درونم میکنم.
بله از هر فرصتی برای زنده بودن هم استقبال میکنم.
حتی اگر معناش این باشه که یک روز در سال این فرصت رو دارم...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 15:10

- ماه رمضان امسال چی بدست آوردی؟
+ هیچی! شاید چیزهایی رو هم از دست داده باشم...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 10:26

دقیقا نمیدونم چه اتفاقی داره میافته یا قراره بیافته.و اصلا هم نمیدونم چطوری درست ریاکشن نشون بدم که همزمان بتونم این پیام رو برسونم که «هر موقع راحت بودی هرچقدر خواستی هر جور که خواستی دوست باشیم» و موجب آزار و اذیت اضافه هم نباشه! (شاید حقیقتا ایندو باهم جمع نمیشن)از طرفی احساس میکنم اگر هیچ

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 10:26

قسمتی از درونم هر روز بیشتر میترسد.
اما قسمت دیگری در درونم میگوید قرص باش!

خوشبین نیستم و احساس میکنم روزهای سختی در انتظار مردم است.
امیدوارم صبر کافی داشته باشیم... و امیدوارم وضعیت کمکم پایدار شود.

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 10:26

فکر کنم اولین قدم، نوشتن حرفها و مشکلات بود.
احساس میکنم با نوشتنشون بیشتر تلاش میکنم اونی که گفتم هستم نباشم.
خیلی انرژی ازم برد تا ازش بخوام که بخونه چون هم نمیدونستم چقدر براش انرژیبر و آزار دهندست و هم نمیدونستم که اصلا میخونه یا نمیخونه.
اما با همه انرژیای که از من گرفت؛ اگر نمیگفتم، خلاف تمام حرفهام رو اجرا کرده بودم. حالا احساس آرامش دارم... :)

امید...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی